خدا را شکر................
خدا رو شکر که دختر نوجوانم همیشه از شست ظرفها شاکی است ، این یعنی او در خانه است و در خیابانها پرسه نمی زند.
خدا رو شکر که مالیات می پردازم ان یعنی شغل و درامدی دارم.
خدا رو شکر که باید ریخت وپاش های بعد از مهمانی را جمع کنم این یعنی در میان دوستانم بوده ام.
خدا رو شکر که لباس هایم خیلی برایم تنگ شده اند این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم.
خدا رو شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم این یعنی توان سخت کار کردن را دارم.
خدا رو شکر باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم این یعنی خانه ای دارم.
خدا رو شکر که در مکانی دور جای پارک پیدا کرده ام این یعنی هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبیلی برای سوار شدن.
خدا رو شکر سرو صدای همسایه ها را می شنوم این یعنی می توانم بشنوم.
خدا رو شکر که این همه شستنی و اتوکردنی دارم این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم.
خدا رو شکر که هر روز صبح زود باید با زنگ ساعت بیدار شوم این یعنی من هنوز زنده ام.
خدا رو شکر که گاهی اوقات بیمار می شوم این یعنی به یاد می اورم که اغلب اوقات سالم هستم.
اگر یک یهودی پایش بشکند می گوید خدا را شکر که هر دو پایم نشکست و اگر هر دو پایش شکست می گوید خدا رو شکر گردنم نشکست. ((مثل یهودی))